دانلود رمان چند وجهی اثر مهدیه شکری
دانلود رمان چند وجهی اثر مهدیه شکری pdf
نام رمان : چند وجهی
نام نویسنده : مهدیه شکری
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات رمان : 544
ملیت نویسنده رمان : ایرانی
رمان چند وجهی
دانلود رمان چند وجهی اثر مهدیه شکری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم
چشمهایم را کمـی باز کردم، از همان باریکه ی بین پلک هایم، جز آسمان بدون اَبر چیز دیگری ندیـدم، لمسِ شن های گرم بین انگشتانم، باعث شـد به یاد آورم از دیروز در کویر بوده ام، پلک های سنگین و خستـه ام باز روی هم افتاد. به آرامـی نفس کشیـدم و سعی کردم موقعیتی که در آن هستم را بفهمم، دلیل دراز کشیـدن روی شن های کویر، برایم مشخص نبود، هیچ ایـده ای نداشتم، سعی کردم اتفاق های شب گذشتـه را به یاد آورم …
خلاصه رمان چند وجهی
صحنه ها را کـاملا به یاد داشتم تا وقتی یک لیوان کـاغذی یکبارمصرف آب مـیوه به دستم دادند و بعد از آن! بعد از خـوردن آب مـیوه را به یاد نداشتم. پلک هایم را محکم روی هم فشار دادم و خـودم را به پهلو بردم. چشم هایم را کـامل باز کردم و اینبار قاب جلوی چشمانم یک دختر بود که با فاصله نه چندان زیادی از من طاق باز، روی شن ها به خـواب رفتـه بود.
کف دستم را روی شن های نرم فشار دادم و نیم خیز بالای سرش رسیـدم. شانه هایش را گرفتم و تکـان دادم:
– «آزاد؟! آزاد! بیـدار شو.»
واکنشی نداشت. با ترس سرم را روی قفسه سینه اش گذاشتم. ضربان قلبش خیالم را راحت کرد. نفس حبس شـده ام را بیرون دادم. دور و برم را نگـاه کردم تا چشم کـار مـی کرد کویر بود و دیگر هیچ. همانطور که روی زانوهایم بودم به پشت سرم نگـاه کردم. کمـی آن ورتر از جایی که بیـدار شـدم، کوله ای افتاده بود.
با دو به طرف کوله رفتم و بازش کردم. از دیـدن چند بطری آب معدنی خـوشحال شـدم. یکی را برداشتم و به جای قبلی برگشتم. دستم را کمـی خیس کردم و روی گونه اش گذاشتم: «آزاد!» نفس عمـیقـی کشیـد و چشم هایش را باز کرد. لبخند کم جانش در لحظه قطع شـد و با سرعت نشست: «چی شـده؟ کجاییم!؟ بقـیه کجان؟»
