دانلود آهنگ جدید

» دانلود رمان رمان ونوس پاپیون مارس اثر آتوسا ریگیموزیک پارس

لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.
دانلود رمان

دانلود رمان رمان ونوس پاپیون مارس اثر آتوسا ریگی

دسته بندی : رمان تاریخ : سه‌شنبه 17 ژانویه 2023
دانلود رمان رمان ونوس پاپیون مارس اثر آتوسا ریگی

دانلود رمان رمان ونوس پاپیون مارس اثر آتوسا ریگی pdf

نام رمان : رمان ونوس پاپیون مارس

نام نویسنده : آتوسا ریگی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 479

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

دانلود رمان ونوس پاپیون مارس اثر آتـوسا ریگی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش و لینک مستقـیم رایگـان

ترانه سالهاست از (رهان) همکلاسی و عشق سابق خـود بیخبر است، اما هیجگـاه خبر مرگش را باور نکرد و همـیشـه منتظر دو چشم با رنگـهای، متفاوت بود، حالا بین دوستان زمزمه های از برگشت رهان مـیشنود، در حالیکه خـود غرق در مشکلات خانوادگی و بدهی پدرش مـیباشـد و …

خلاصه رمان ونوس پاپیون مارس

با یادآوری چشم های اشک آلود و زجه های خاله انسی، رعشـه به تنم مـی افتد. چقدر آن روزها سخت گذشت. چقدر تلخ گذشت. تا مدت ها با کسی حرف نمـی زدم. وعده های غذاییم به یک وعده تقلیل یافتـه بود. سرکلاس های دانشگـاه حاضر نمـی شـدم و یک ترم را کـامل از دست دادم. این تنها در خانه ما بود و مامان مـی گفت اوضاع خاله انسی بدتر است. مـی گفت روزی نیست که غش نکند! من تنها در خاکسپاری و روز دوم، آن هم به اصرار مامان، حضور داشتم

واقعیتش این بود که از خاله انسی شرمم مـی آمد. همان جا بر سر مزار رهان، دیـدن او و حاج علی بقدری حالم را بد کرد که تا روزها از خـواب و خـوراک افتاده بودم. فرنوش جمله سیما را تاییـد مـی کند و باقـی بحث به سوییی مـی رود که بچه ها خـودشان را قانع کنند که رهان مرده است و لادن تنها جهت اذیت کردن ما آن حرف ها را زده. انگـار همـگی به آن نیاز داریم، انگـار همه ما به شنیـدن اینکه رهان مرده است، احتیاج داشتیم! انگـار ما نیاز داشتیم یکبار دیگر به خـودمان یادآور شویم که رهان مرده است. که قرار نیست سر و کله اش پیـدا شود و… ما نیاز داریم ساعت ها بنشینیم و دلیل بیاوریم که رهان زنده نیست. درحالیکه او واقعا هم زنده نبود

ما زنده اش کردیم و دوباره کشتیمش. آن هم در یک ساعت! برای آنکه ذهن مان مشغول چیز دیگری شود، ارغوان از دوست پسر جدیـدش مـی گویـد و دیگران هم استقبال مـی کنند. انگـار تنها منم که نمـیتـوانم مغزم را از آنچه که تنها یک حرف بود، خالی کنم. به این فکر مـیکنم که اگر رهان زنده مـی بود، مامان از طریق خاله انسی خبردار مـی شـد. هرچند که بعد از آن جریانات روابطمان بالکل خراب شـد و از هم پاشیـد. عصبی مـیشوم از اینجا بودن و فکر کردن به چیزهایی که دیگر فایـده ای ندارند

به بابا پیام مـی دهم، به دنبالم بیایـد. اصلا بایـد همراه مهسا من هم مـی رفتم. اشتباه کردم که ماندم. با ضربه ای که به بازوم مـی خـورد سمت سیما برمـی گردم. منو را به سمتم مـیگیرد و مـی گویـد: -مـیخـوایم شام رو همـین جا بخـوریم. سفارش بده -من مـیرم خـونه، مرسی. اعتراض بچه ها بلند مـیشود و من هم تـوضیح مـیـدهم که به بابا پیام داده ام تا به دنبالم بیایـد. بعد از پا فشاری بسیار کوتاه مـی آیند؛ منتـها مـی بایست یک قرار دیگر هماهنگ مـیکردم که حتما با آن ها شام بخـورم. من هم قبول کردم. درواقع دروغ گفتم که پذیرفتم

از این کـافه که پام را بیرون مـی گذاشتم، تا چهار سال بعد سراغشان را نمـیگرفتم. آن ها دروغ گفتـه بودند. با حیله مرا به اینجا کشانده بودند. آن ها فقط مـیخـواستند بدانند که… تا آمدن بابا مجبورم به خزعبلات ارغوان گوش بدهم. طبق معمول از دوست پس خیالی بسیار پولدار، خـوشتیپ و خـوش بر و روش مـی گویـد. گویا قبلی را که جراح بوده، دک کرده و حالا مدیر یک شرکت صادرات زعفران، او را، ارغوان را تـور کرده است …

دانلود رمان رمان ونوس پاپیون مارس اثر آتوسا ریگی | pdf لینک مستقیم بدون سانسور

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.