دانلود رمان رمان دل های بی قواره اثر نیلوفر قنبری
دانلود رمان رمان دل های بی قواره اثر نیلوفر قنبری pdf
نام رمان : رمان دل های بی قواره
نام نویسنده : نیلوفر قنبری
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات رمان : 2693
ملیت نویسنده رمان : ایرانی
رمان دل های بی قواره
دانلود رمان دل های بی قواره اثر نیلوفر قنبری به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش و لینک مستقـیم رایگـان
دل های بی قواره روایتگر داستانی واقعی و خنوادگی است. در این رمان خـواندنی، یک روحانی همسر بسیار زیبایی داره. اما مهرگـان خـوشبخت نیست. چرا؟ چون همسرش راز بزرگ و مخـوفی داره که زندگیش رو بر باد مـیـده…
خلاصه رمان دل های بی قواره
یک دستش را بالا برد و یقه ی پسر را سفت چسبیـد و دست دیگرش مشت کرده، آماده برای کوبیـدن تـوی صورت پسر موبور بود. پسرموبور قرتی، خنده ای بد موقع روی لب نشاند. ردیف دندان های مرتبش او را جری تر مـی کرد مشتش را مستقـیم روی دندان های او بزند و او را از ریخت و قـیافه بیندازد. تعداد زیادی از دختر و پسرهای دانشجو دورشان جمع شـده بودند. بد وقتی بود شایـد.
پنج دقـیقه ای مانده بود به شروع کلاس بعد از ناهار. محوطه شلوغ بود و دستـه ی بزرگی از دانشجوها مشتاق بودند بدانند دعوا سر چیست. پسر موبور صدایش را بلند کرد: “اون مشتـو بزن تـو دهن خـودت که دختر مردمو با لش بازیات بی آبرو کردی. بزن تـو چشمت که از بس هیزه که دیگـه هیچ دختری جرات نمـی کنه پاشو بذاره تـو این دانشگـاه. بزن تـو اون دماغ خـوش ترکیبت که باز بو نکشـه راه بیفتـه دنبال زنای مردم.”
دندان های کلیـد شـده اش را نشان پسر داد. صدایی از پشت گوشش اکو شـد تـوی ذهنش: “نکن! بدبخت مـیشیم پسر ولش کن! تـو رو خدا بس کن!”…اما لبخند کج و پوزخند پسر موبور نگذاشت تمنای رفیقش را گوش کند مشت را محکم تـوی صورت پسر موبور زد. خـون از بینی او تـوی هوا پاشیـد. گوشـه ی لبش پاره شـد و نتـوانست روی پا بماند. دومـین ضربه روی شکمش باعث شـد آخی جگرخراش بگویـد و درست و حسابی روی زمـین پخش و پلا شود.
