دانلود رمان رمان ارغوانم دارد می گرید اثر نرگس صانعی
دانلود رمان رمان ارغوانم دارد می گرید اثر نرگس صانعی pdf
نام رمان : رمان ارغوانم دارد می گرید
نام نویسنده : نرگس صانعی
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات رمان : 732
ملیت نویسنده رمان : ایرانی
رمان ارغوانم دارد مـی گریـد
دانلود رمان ارغوانم دارد مـی گریـد اثر نرگس صانعی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان
همراه ما باشیـد در تارنمای بیست رمان / داستان زنی است که زیر فشار ندیـدن ها و شنیـده نشـدن ها تبدیل به ویرانگری عظیم شـده، ویرانگری که مثل سونامـی هر چه در مقابلش باشـد را از بین مـی برد و پس از فروکش کردن زلزله ها مـیخرامد سوی دریا، بدون آنکه ردی از خـود باقـی بگذارد. این داستان، درباره ی آدم های پس از جرم است! جرم های کوچک … جرم های خیلی بزرگ … که برای هیچ کدامشان درد و دوایی نیست و هیچ مجازاتی از زشتی هایشان کم نمـی کند، حالا دو راه باقـی است: جنگ یا عشق؟ جنگ یا او؟!
خلاصه رمان ارغوانم دارد مـی گریـد
چشم هایم مـیان برزخ تاریکی و امتداد تلالؤ نور ایستاده بود، نه مـی تـوانستم چشم باز کنم و از کـابوس نجات یابم و نه تـوان ادامه دادن این خـواب مبهم را داشتم. مـیان پل باریکی از صداها و نجواها، نگـاهم را در تاریکی به گردش در آوردم و سعی کردم با شمردن، خـودم را از دل این نهنگ پریشان خاطره بیرون آورم و نجات یابم. مـی دانستم خـواب بود.
مـی دانستم که بیـداری به وهمناکی این تصاویر تاریک و ترسناک نیست. تکـان خـوردم و همزمان پل چوبی به دوران افتاد. و صدایی از مـیان کوه ها بلند شـد … کـاکـا؟ … آخرین تصویر حباب هایی بود که به واسطه فرو رفتن در آب از دهانم بیرون ریختند و چشم هایم باز شـد، روبه سیاهی پر شکوه دریا! قطرات درشت عرق از کنار پیشانی ام به سمت گوش هایم هجوم بردند
پلک زدم و چشم دوختم به او که نگران بالای سرم نشستـه بود و تکـانم مـی داد. دست پشت لب های ترم کشیـدم و نگـاهم را دوختم به ثامر که حالا تکیه داده بود به پشتی و نگـاهش گرم و بی جان روی تنم رژه مـی رفت. سعی کردم لبخند بزنم و زدم. خط باریکی از شادی روی لبانم نشست و نگـاه نگران او آرام شـد – کـاکـا تاگ مـیخـوای تـو ای کـابوس دست و پا بزنی؟ پتـو را کنار زدم و دستمال کنار تخت را برداشتم.
