دانلود رمان خرمالوی گس اثر معصومه راهپیما (کهربا)
دانلود رمان خرمالوی گس اثر معصومه راهپیما (کهربا) pdf
نام رمان : خرمالوی گس
نام نویسنده : معصومه راهپیما (کهربا)
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات رمان : 1586
ملیت نویسنده رمان : ایرانی
دانلود رمان خرمالوی گس اثر معصومه راهپیما (کهربا) به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان
داستان رمان درباره دختری مغرور و سخت گیر به اسم آسوده است، او زمانی که برای یه مسافرت کـاری برنامه ریزی مـی کنه و برای تـهیه بلیت هواپیما به آژانس هواپیمایی مراجعه مـی کنه، ناگـهان تیری از غیب مـی رسه و مـی خـوره بهش، تیری که مقصدش مردی بوده که همزمان با ماهین قصد ورود به آژانسو داشتـه، ماهین بعد شش روز که از کما درمـیاد، با دوستای مرد آشنا مـیشـه، مرد مرموزی که چیزی ازش نمـی دونه و حتی یکبار هم سراغش نیومده و فقط دوستاشو فرستاده عیادت این مرد کیه ،،،
خلاصه رمان خرمالوی گس
سرب داغ است … کـاملا برعکس تاثیرش بر تن آدم … وقتی به سرعت نور وارد تن آدم مـی شود … اول آنقدر داغی که نمـی فهمـی چه شـده … بعد در چند ثانیه از نوک انگشتان پاهایت شروع مـی کنند به سرد شـدن … درد را با تمام ذات و جسمت حس مـی کنی … عمق درد را … خـود واقعی درد را …سلول به سلول … داغی تبدیل به سرمای عجیبی مـی شود … جولان مـی دهد تا برسد به قلب وتپش های قلب آدم را کند مـی کند
بعد گذرش را تندتر طی مـی کند تا برسد به چشم ها … یکهو چشم ها از حدقه بیرون مـی زنند … یخ زدگی تبدیل به لرز مـی شود … بعد جایی از تن خیس مـی شود از مایعی شور و سرخ … خـون! مایه ی زندگی … همـیشـه برایم سوال بوده که چرا رنگ خـون بایـد سرخ باشـد؟ مثل رودی باریک از جایی بیرون مـی پاشـد … بعد زبان گس و گلو خشک مـی شود … چشمان آدمـی خمار مـی شوند …
خـوابت مـی گیرد و بعد چشمانت بستـه مـی شود … و نمـی دانی زنده ای یا مرده … مثل من که تا چشمانم بستـه مـی شود، فقط به دنبال یافتن نور هستم … حتی در این حالت هم موهای سیخ شـده ی تنم و مورمور شکمم را حس مـی کنم … صداها در هم مـی پیچند … مردی فریاد مـی زند: -چکـار کردی؟ چکـار کردی نفهم پتیاره ی هر جایی!
