دانلود رمان آنتیک اثر عادله حسینی
دانلود رمان آنتیک اثر عادله حسینی pdf
نام رمان : آنتیک
نام نویسنده : عادله حسینی
ژانر رمان : عاشقانه
تعداد صفحات رمان : 1393
ملیت نویسنده رمان : ایرانی
رمان آنتیک
دانلود رمان آنتیک اثر عادله حسینی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان
داستان دختری به نام برکه است که طی جریاناتی و با وجود مخالفت های خانواده ش، با پسری به نام بنیامـین نامزد مـی کنه. اما یه مسایلی پیش مـیاد که اون مـی فهمه بنیامـین شخص خـوب و قابل اعتمادی نیست و پیشینه خـوبی هم نداره. و همـین سابقه بد اون، برکه رو با سروان به تعلیق در اومده ای آشنا مـی کنه… مردی که سعی در دستگیری و به دام انداختن بنیامـینی داره که خیلی وقتـه ناپدیـد شـده…
خلاصه رمان آنتیک
ظلمات است. نور باریکی که از دریچه ی کوچک راه گرفتـه، آنقدر تـوانایی ندارد تا فضای این دخمه را روشن کند. مرد کمر دختر را به دیوار مـی کوبد. یکی از دستـهایش روی شانه ی او مـی نشیند. دختر مـی لرزد. مرد بی اعتنا به این لرزه بند تاپ او را مـی کشـد و از روی بازویش پایین مـی اندازد. دختر باز هم مـی لرزد. تلاش مـی کند جیغ بزند. هیچ صدایی از حنجره اش خارج نمـی شود. تقلا مـی کند تا از زیر دست او فرار کند. حتی تکـان هایش هم آنی نیست که بایـد باشـد.
مرد کـارش را ادامه مـی دهد؛ باحوصله، مثل کسی که هیچ عجله ای برای کـارش ندارد. تفریح مـی کند و کـارش را انجام مـی دهد. پیراهن کوتاه و سفیـد دختر از روی تنش سر مـی خـورد و پایین پایش مـی افتد. دست مرد از روی شانه های او تا قفسه ی سینه اش جابه جا مـی شود. به آرامـی او را لمس مـی کند. بازهم بی هیچ عجله ای. دختر سلاحی ندارد؛ نه صدایی، نه حرکتی.
اشک روی گونه هایش راه مـی گیرد و دست های داغ مرد برجستگی هایش را بیشتر لمس مـی کند. دست های مرد بیش از حد بزرگ اند و یک خال، یک خال بزرگ و بدون برجستگی هم در فاصله ی بین دو انگشت اشاره و شست او قرار دارد. در نور اندک اتاق این تنها چیزی است که مـی بیند. چهره ی مرد در قسمت کـاملاً تاریک اتاق است.
