نتایج آرشیو " رمان "

دانلود رمان رمان درد میان من و تو اثر سمیه حسینی

دانلود رمان رمان درد میان من و تو اثر سمیه حسینی

دانلود رمان رمان درد میان من و تو اثر سمیه حسینی pdf

نام رمان : رمان درد میان من و تو

نام نویسنده : سمیه حسینی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 1531

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان درد مـیان من و تـو

دانلود رمان درد مـیان من و تـو اثر سمـیه حسینی (ساغربانو) به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

پونزده سال با یه هویت جعلی زندگی کردن…گول زدن مدیر و ناظم و معلم و همکلاسی …موندن سر کوچه مدرسه دخترونه و متلک زدن به دخترا..سیاه کردن پشت لبت، یه جوری که همه فکر کنن تـو پسر تازه به بلوغ رسیـده ای…اینا همه فقط از پس یه شیطان بر مـی یاد….

خلاصه رمان درد مـیان من و تـو

نتـونستم جلوی زبونم رو بگیرم و گفتم:

_اوهه آقا امـیـدی…یهو بگو حادثه ی یازده سپتامبرو و خلق حکومت طالبان و شروع جنگ جهانی دوم و گرسنگی مردم آفریقا هم تقصیر منه…شیطان مـیطان چیه قربون شکلت؟ حالا ماپونزده سال نقش یه پسرو بازی کردیم …چیه مـگـه؟

با مشت روی مـیز کوبیـد و گفت:

– ببند دهنتـو تا نبستمش..فریاد زد تـو اخراجی مَودِِِت.

_عه آقا کوتاه بیا جان من…حالا ما یه گـهی خـوردیم شما چرا ترش مـی کنی فداتـون بشم…حیف نیست شاگرد زرنگی مثل منو اخراج کنیـد؟

این بار محکم تر فریاد زد: اخ…را…جی.

نه انگـار خیلی عصبانی بود…زبونم به التماس باز شـد:

_آقا تـورو خدا این کـارو نکنیـد! اخراجم نکنیـد لااقل… اگـه مـی خـوای پرونده امو بدی بده. ولی مهر اخراج زیرش نزن.

– کـار از کـار گذشتـه مودت…بایـد بدونی که هر چی ام در بری و هویتت رو مخفی کنی، باز یه جایی لو مـیری..

از جاش بلند شـد و شروع به قدم زدن تـوی اتاق کرد:

_د آخه من به تـو چی بگم مودت؟ بگم خانم؟ یا بگم آقا؟ بگم چی بهت آخه؟

دستـهاش رو تـوی گودی پشت کمرش گذاشت و گفت:

_چند ساله که داری با یه هویت مردونه زندگی مـی کنی..اسمت کیانوشـه و هیچکی نمـی تـونه بهت شک کنه که این کیانوش خانمه یا آقا…از این اشتباهتم که برفرض بگذرم، از بقـیه اش نمـی تـونم بگذرم. حتی خانواده ات یه بار نشـد لو بدن که این پسر شر و شیطون مدرسه در اصل یه دختره که خـودش رو تـو قالب پسرونه جا زده. مـگـه دختر بودن چه عیبی داره که خـواستی پسر باشی هان؟ اصلا گیریم دختر بودن بده. از دختر بودن سیری…دیگـه دختر بازیت چی بود آخه؟

دانلود رمان رمان درد میان من و تو اثر سمیه حسینی | بدون سانسور pdf متن و کیفیت عالی

دانلود رمان رمان شب نشینی پنجره های عاشق اثر گلناز فرخ نیا

دانلود رمان رمان شب نشینی پنجره های عاشق اثر گلناز فرخ نیا

دانلود رمان رمان شب نشینی پنجره های عاشق اثر گلناز فرخ نیا pdf

نام رمان : رمان شب نشینی پنجره های عاشق

نام نویسنده : گلناز فرخ نیا

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 2130

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان شب نشینی پنجره های عاشق

دانلود رمان شب نشینی پنجره های عاشق اثر گلناز فرخ نیا به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

اکنون در بهترین سایت رمان بخـوانیـد: حکـایت دختری به نام سایه را که از دانشگـاه اخراج شـده، اما از اون جایی که سابقه بدش فرصت انجام خیلی از فعالیت ها رو از اون گرفتـه، به پیشنهاد یکی از اطرافیانش به سراغ شغل آشپزی مـیره، او در خـونه هایی که بهش پیشنهاد داده مـیشـه، شروع به کـار مـی کند، در این بین مردی عجیب و بدخلق که از قضا درگیری های زناشویی بسیاری هم داره، سر راه سایه قرار مـی گیره …

خلاصه رمان شب نشینی پنجره های عاشق

مامان سینی چای را به دستانم مـی دهد؛ اما اشاره مـی کند که نروم … سپس از نقل های هل دار مخصوصش که به جانش وصل است، بی خساست و با جان و دل در ظرف سیلور پلیت محبوبش مـی ریزد … آنها را کنار ظرف شیرینی بادامـی مـی گذارد … سری تکـان مـی دهد و بالاخره این بار راضی به نظر مـی آیـد و دل از سینی سنگین شـده مـیان دستانم مـی کند … با چشم غره ای مـی گویم: مامان فقط خـواهرش اینجاست که اونم از ما کوچیک تره … چرا این قدر عزت و احترام مـی کنی؟ مامان دستی به موهای طلایی و زیبایش مـی کشـد

در حالی که از تمام اعضای صورتش خستگی و استرس مـی بارد، جواب مـی دهد: همـین خـواهرش باعث این وصلت شـد … بعد هم دختره از صبح داره کمک خـواهرت مـی کنه یه پذیرایی خشک و خالی هم ازش نکنیم؟ مـیگم سایه یه جوری که ناراحت نشن بگو یه ذره یواش تر بخندن … ماشالا صداشون تا هفت تا آسمون بالاتر مـیره … این طبقه چهارمـی ها عزادارن! سینی به دست از آشپزخانه فرار مـی کنم و در همان حال زیر لبی غر مـیزنم: چه عزایی مادر من!

خدا مـگـه بیشتر از صد سال مـی تـونه عمر به کسی بده؟ لای در سپیـده را با پایم باز مـی کنم … صدای خنده های شیطنت آمـیزشان در گوشم مـی نشیند … محو صورت زیبای خـواهرم مـی شوم که دم پنجره زیر نور آفتاب نشستـه است و گلرخ خـواهر شوهر آینده اش که آرایشگری مـی داند، دارد برای مراسم عقد امروزش درستش مـی کند … اما هر دو کم سن و سال هستند و شیطان و سر به هوا …

دانلود رمان رمان شب نشینی پنجره های عاشق اثر گلناز فرخ نیا | بدون سانسور pdf دانلود بصورت رایگان

دانلود رمان رمان آفرودیته اثر زهرا ارجمندنیا

دانلود رمان رمان آفرودیته اثر زهرا ارجمندنیا

دانلود رمان رمان آفرودیته اثر زهرا ارجمندنیا pdf

نام رمان : رمان آفرودیته

نام نویسنده : زهرا ارجمندنیا

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 2220

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

دانلود رمان آفرودیتـه اثر زهرا ارجمندنیا به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم

آفردویتـه؛ داستان دختر و پسریه از دو ملیت، زبان، دین و تربیت و فرهنگ کـاملا متفاوت، آرون، پسر ایرانی داستان عضو تیم تیراندازی طی یک اتفاق تلخ با دلخـوری از خانواده جدا شـده و به تنهایی در اسپانیا زندگی مـی‌کند و در یک باشگـاه تیراندازی مربی است، دیانا، دختر اسپانیایی داستان با دوست دوران کودکی اش لوسیا به بارسلون آمده و هر دو دانشجو و شاغل با هم همخـونه هستند و به دنبال رشتـه ورزشی مورد علاقه‌اش در باشگـاه تیراندازی ثبت نام مـیکند، جرقه این عشق و علاقه از طرف دیانا بود با سماجت و انرژی فراوان آرون رت رو از پیله تنهایی خـودش در مـیاورد و این استارت شروع دوستی و بعد عشق بین آنها مـی شود، با تماس تلفنی از ایران، آرون به دیـدن خانواده و پدر بیمارش به وطن بر مـیگردد دیانا بعد از چند ماه بدون اطلاع آرون بهمراه یک دوست ایرانی به ایران سفر مـیکند و این آغاز اتفاقات مهیج داستان رمان آفرودیتـه مـی شود …

خلاصه رمان آفرودیتـه

نیومدن در شب، دقـیقا به همـین بحث مرتبط مـی شـد. فقط سری تکون دادم و اون سوت زنان برای آماده شـدن به سمت اتاقش رفت و من، به فنجون های خالی قهوه زل زدم. وقتی صدای خداحافظ بلندش رو شنیـدم، فقط تـونستم زمزمه کنم به آلوارو سلام برسون و بعد، با شنیـدن صدای بستـه شـدن در…از جام بلند بشم. شستن دوفنجون قهوه و قرار دادن ظرف نون ها تـوی یخچال، ابدا وقت گیر نبود. من اون قدری زمان داشتم که تا به پایان رسیـدن شب، بتـونم لااقل چندساعتی رو سانتراکترینا بگذرونم

بازاری که شبیه یک جهان کوچک بود و من مـی تـونستم برای شام، کمـی گوشت سرد ازش تـهیه کنم و البتـه، وقتم رو هم پر کرده باشم. از گرفتن تصمـیم تا عملی کردنش، فقط بیست دقـیقه طول کشیـد و من با یک دامن بلند رنگی و یک تاپ زرد و صندلی با بندهای رنگی و موهای نم دار، به سمت بازار حرکت مـی کردم. اونم وقتی در مسیر، با یک سری نوازنده ی خیابونی روبرو شـدم و با شنیـدن ریتم شاد موسیقـی محلی اسپانیا، شروع کردن به رقصیـدن کنار چند زن و مرد دیگـه. بارسلون…شـهر شب زنده داری بود و من ،مطمئن بودم محله ی ال بورن هم…از این قائده خارج نمـی شـد.

مارتن، قهوه ی آماده رو به سمتم گرفت و من با تشکر آرامـی، از دستش گرفتم. کنارم روی نیمکت های محوطه ی کـالج، قرار گرفت و درپوش قهوه رو برداشت. بوی کمرنگش، وادارم کرد من هم همـین کـار رو انجام بدم و هردو چندثانیه ای، به محوطه ی مقابلمون زل زدیم. ـ پس بالاخره تـونستی کلاس مورد علاقه ات رو پیـدا کنی. لیوان مقوایی قهوه رو، بین هردو دست محکم گرفتم. لبخند… چیزی بود که هرگز و تحت هیچ شرایطی از روی لب های من محو نمـی شـد. از نظر لوسیا من یک آدم به شـدت خـوش بین بودم. حتی وقتی هیچ چیزی برای لذت بردن از شرایط وجود نداشت

نمـی دونم کیفیت کلاس ها چطوریه اما، نزدیک به کـالجه. همـین باعث مـی شـه من راحت بتـونم بعد از کلاس هام خـودم و بهش برسونم. یک دستش رو به صورت افقـی، روی سطح پشتی نیمکت قرار داد و عمـیق تر نگـاهم کرد. چشم های آبی ای که از مادرش، کلارا به ارث برده بود، جذابیت منحصر به فردی به چهره ی مردونه اش مـی داد . چهره ای که به خاطر پوست تیره رنگی که غالب مردم این کشور دچارش بودند، از اون یک مرد با جذابیت های ظاهری زیاد مـی ساخت …

دانلود رمان رمان آفرودیته اثر زهرا ارجمندنیا | بدون سانسور pdf همین الان کلیک کن

دانلود رمان رمان چترهای وارونه اثر لیلا غلطانی

دانلود رمان رمان چترهای وارونه اثر لیلا غلطانی

دانلود رمان رمان چترهای وارونه اثر لیلا غلطانی pdf

نام رمان : رمان چترهای وارونه

نام نویسنده : لیلا غلطانی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 1305

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان چترهای وارونه

دانلود رمان چترهای وارونه از لیلا غلطانی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم

در نوجوانی دنیا پر از رنگ و نور و عشق است، رویا دختر نوجوان دبیرستانی که در یک خانواده مذهبی افراطی با محیطی مرد سالارانه بزرگ شـده که درگیر عشقـی پوشالی و ظاهری با سهراب مـی شود که در بازی دادن دخترها سابقه درخشانی دارد و ادعای عاشقـی و نویـد زندگی بهتر را به رویا مـی دهد، اما چیزی مطابق انتظار آنها پیش نمـی رود و رویا به اجبار …

خلاصه رمان چترهای وارونه

سه ماه تعطیلی به سرعت برق و باد گذشتـه و مهر شروع شـده بود دوباره فصل خـوش پاییز رسیـده بود و کلاس های شیفت بعدازظهر مدرسه ی راهنمایی منطقه ی متـوسط و شایـد فقـیر نشین حومه ی تـهران … اولین روز مهر شور و شوق خاصی در مدرسه حاکم بود بچه ها بعد از تقریبا سه ماه تعطیلی باز همدیگر را دیـده بودند، البتـه سه ماه هم که نبود امتحانات ثلث سوم تقریبا تا نیمه ی تیر کشیـده شـده بود و تعطیلات تابستانی بچه ها را کمتر کرده بود

روزهای خـوش تعطیل تقریبا دو ماه و نیم شـده بود و تا سر بجنبانیم با سرعت هر چه تمامتر پیش رفتـه به اخر رسیـده و مهر شروع شـده بود … بیشتر بچه های مدرسه همان بچه های سال قبل و کلاس اول راهنمایی خـودمان بودند و آشنا … عده ای خـوشحال و بعضی ها بی حوصله بودند … حرف زیادی بهم داشتند و بالطبع ساکت کردنشان خیلی سخت بود، مبصر کلاس ما هنوز انتخاب نشـده بود برای همـین کلاس کـاملا شلوغ بود و از هر طرف کلاس صداها بلند بود، زمزمه، پچ پچ، بلند حرف زدن، تعریف خاطرات …

خانم شمشیری ناظم مان با خط کش چوبی قطوری در دست وارد کلاس شـد … زن سختگیری بود و همه ی بچه ها از او حساب مـی بردند همه از ترس ساکت شـدند و کلاس در سکوتی محض فرو رفت … خانم شمشیری با اخم همـیشگی اش چشم در کلاس گرداند و به من که بخاطر هیکل درشتم مجبور شـده بودم آخر کلاس و پشت سر بقـیه ی بچه ها بنشینم، رسیـد …

دانلود رمان رمان چترهای وارونه اثر لیلا غلطانی | بدون سانسور pdf همین الان کلیک کن

دانلود رمان رمان موسرخه و ارباب اتابک اثر رویا رستمی

دانلود رمان رمان موسرخه و ارباب اتابک اثر رویا رستمی

دانلود رمان رمان موسرخه و ارباب اتابک اثر رویا رستمی pdf

نام رمان : رمان موسرخه و ارباب اتابک

نام نویسنده : رویا رستمی

ژانر رمان : عاشقانه , اربابی

تعداد صفحات رمان : 351

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان موسرخه و ارباب اتابک

دانلود رمان موسرخه و ارباب اتابک از رویا رستمـی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون نسخه کـامل با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم

با ما باشیـد با مو سرخه و ارباب اتابک داستان دختری با موهای سرخ به نام روناک، که در روستا به او لقب جادوگر داده اند، و به زور او را زن ارباب اتابک مـی کنند، در شب عروسی اش زن اول اتابک فوت مـی کند و عمارت اتابک آتش مـی گیرد و همه به این باور مـی رسند که روناک یک جادوگر است، اما چون اتابک از زن اولش تـوران که به شـدت عاشقش بوده فرزندی نداشتـه، با ورود روناکی که نمـی خـواهد در …

خلاصه رمان موسرخه و ارباب اتابک

کنیزک مخصوص زن اولش با گریه گفت: خانم مردن، بالاخره دق کردن و مردن … انگـار روح از تن اتابک جدا شـد … به سمت اتاق زن اولش دویـد … کنیزک چشمان درشت وحشتناکی داشت صدایش مـی زدند آهو جان … تیز به روناک نگـاه کرد … دختره ی شوم، از اول گفتم مو قرمزا شومن، مرگ آوردی تـو این خـونه … به سرعت عمارت از شب عروسی، تبدیل به شب عزا شـد.

آهو جان به عمد او را به داخل هول داد … دستانش آنقدر قدرت داشت که محکم از پشت روی زمـین افتاد … فورا در را پشت سرش بست … زود خـودش را جمع و جور کرد و بلند شـد … با مشت به در کوبیـد … ولی آنقدر سروصدا بود که صدا به صدا نمـی رسیـد … سروصدای سگ ها هم بلند شـده بود … کنار در ماند … از جایش جم نخـورد … دلش با اتابک و همسر اولش بود … یعنی واقعا قدمش نحس بود … دقـیقا بایـد شب عروسیش این زن مـی مرد؟ البتـه بد هم نشـد … دیگر هوو نداشت!

ولی مـگر قرار نبود آب ها که از آسیاب افتاد فرار کند؟ مـی خـواست خـودش را به شـهر برساند … جایی پیـدا کند … همراه با کـاری … مثلا خیاطی را بلد بود … مـی تـوانست خیاطی کند و با پولش درس بخـواند … چندسال که بگذرد بالاخره ارباب اتابک بی خیالش مـی شود … زن سومش را مـیگرفت … او که شوهر نمـی خـواست … فقط مـی خـواست خانم دکتر شود … عین دخترخاله اش … او هم روستایی بود … ولی شوهرخاله اش یک نجار ساده ی شـهری … یک بار که به روستا آمده بود …

دانلود رمان رمان موسرخه و ارباب اتابک اثر رویا رستمی | pdf لینک مستقیم بدون سانسور

دانلود رمان رمان خزان خنده های خزر اثر محرابه سادات قدیری

دانلود رمان رمان خزان خنده های خزر اثر محرابه سادات قدیری

دانلود رمان رمان خزان خنده های خزر اثر محرابه سادات قدیری pdf

نام رمان : رمان خزان خنده های خزر

نام نویسنده : محرابه سادات قدیری

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 1188

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان خزان خنده های خزر

دانلود رمان خزان خنده های خزر محرابه سادات قدیری (رهایش) به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم

دنبال کنندگـان عزیز، هم اکنون: این رمان سرگذشت عشق دخترعمو و پسرعموست، باور و خزر، باور مردی آرام و صبور، مهربان و حامـی، خزر دختری سرزنده و شیطون، روزی که قرار بود این دو نفر بهم برسن یه طوفان باعث جداییشون مـیشـه، طوفان تـهمت ناروا که باعث جدایی ده ساله این دو دلداده مـیشـه، الان بعداز ده سال خزر برگشتـه تا این فاصله رو برداره …

خلاصه رمان خزان خنده های خزر

حین بستن دکمه هایش نگـاهی به تصویر خـود در آینه ی قدی خانه ی پدری انداخت … آینه ی پتینه کـاری را مادر سالها پیش در یکی از سفرهایشان به اصفهان خریـده و پدر را وادار کرده بود برای حملش تا شمال، باربندی تـهیه و به سقف ماشین نصب کند … پدر معتقد بود وجود باربند از شتاب ماشین کم مـی کند و به موتـور فشار مضاعفی وارد مـی شود … مادر اما رضا نداشت باربری آینه را تا شمال بفرستد … هنوز هم بعد از سالها، حس غم عقب افتادنشان از همسفران دیگر، با هر بار دیـدن قاب فیروزه ای آینه به جانش مـی ریخت

داری مـیری؟ نگـاه از آینه گرفت و به سمت در تنه چرخاند … بار مـیآد امروز. بایـد زودتر از اینا راه مـی افتادم … سخت نگیر … بچه ها هستن دیگـه … دیشب دیـدم دیر خـوابیـدی، دلم نیومد بیـدارت کنم … حین بستن دکمه های سرآستین ها لبخند زد: کـاش یه بار وقت مدرسه رفتن دلتـون نمـی اومد بیـدارم کنین. مادر قدمـی پیش گذاشت … او نه فقط لبخند، که اخمـی مصلحتی هم به صورت داشت … بهتـون رو مـیـدادم که اونوقت مـی خـواستین کل نه ماه سال تحصیلی رو بپیچونین

ابروهای باور بالا پریـدند … واژه ای در دایره ی لغات جوان ها را از زبان مادر شنیـدن هم تعجب داشت، هم خنده … صدای خنده ی بم مرد جوان که در فضای خانه پیچیـد، مادر هم لبخند زد، دست بالا برد و حین درست کردن یقه ی لباس پسرش یادآور شـد: شبو یادت نره … باور سری به علامت مثبت تکـان داد … به سمت تخت تنه خم کرد تا موبایل و کیفش را بردارد، قامت خمـیـده با آنچه مادر به زبان آورد شکست …

دانلود رمان رمان خزان خنده های خزر اثر محرابه سادات قدیری | بدون سانسور pdf به همراه متن و خلاصه

دانلود رمان رمان اعجاز با تو بودن اثر محبوبه فیروزخانی

دانلود رمان رمان اعجاز با تو بودن اثر محبوبه فیروزخانی

دانلود رمان رمان اعجاز با تو بودن اثر محبوبه فیروزخانی pdf

نام رمان : رمان اعجاز با تو بودن

نام نویسنده : محبوبه فیروزخانی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 1124

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان اعجاز با تـو بودن

دانلود رمان اعجاز با تـو بودن اثر محبوبه فیروزخانی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

کیارش عادل با عشقـی ممنوعه دست به گریبانه و درست وقتی که مانعی سد راهش نیست و مـی‌خـواد عشقش رو جار بزنه، متـوجه دسیسه‌‌ای مـی‌شـه که مسبب تمامش …

خلاصه رمان اعجاز با تـو بودن

من و آسمان شبیه هم بودیم. هر دو ابری … هر دو غمـگین … او بی پروا مـی غریـد و نعره مـیزد و من بیصدا در خـود مـی شکستم. او همه چیز را در هم

مـی پیچیـد و من ویرانی زندگیم را نظاره گر بودم. گویا هر دو زخمـی بودیم. زخم کدامـیک کـاری تر بود، او که مـی باریـد یا من که دیگر حتی اشکی برای فرو ریختن نداشتم. … خشک شـده بود، همه چیز، حتی احساس لگدکوب شـده ام نیز رمقـی به جانش نمانده بود تا پایـداری کند.

سوز سردی تا مغز استخـوانم نفوذ کرده و آهی سردتر به جانم رخنه مـیکرد. گویا همه کمر به قتلم بستـه بودند، اما دیگر پوست کلفت تر از این حرفها شـده

بودم. آنقدر از زمـین و زمان بر سرم باریـده بود که این حجله عروسی پیشش هیچ بود. این ماشین گل زده و این هلهله های شاد نیز نمـی تـوانست خرابه ام را ویران تر کند. تنها چیزی که وجودم را به آتش مـی کشیـد خاطرات نه چندان دوری بود که به آنها دل خـوش کرده بودم و امـیـدی که رو به نابودی بود.

کهنه تیر چراغ برق پناهگـاهی بود تا هم از باران در امان باشم و هم از دیـد دیگران. دور ایستاده بودم نه آنقدر که لبخند را بر چهرۀ عروس و داماد نبینم. دور ایستاده بودم نه آنقدر که آرزوی خـوشبختی اطرافیان را نشنوم. دور ایستاده بودم نه آنقدر که برق شادی را در نگـاهشان نبینم. و چه دردناک بود این شادی.

دانلود رمان رمان اعجاز با تو بودن اثر محبوبه فیروزخانی | بدون سانسور pdf همین الان کلیک کن

دانلود رمان رمان فرود میستی اثر جاس استرلینگ

دانلود رمان رمان فرود میستی  اثر جاس استرلینگ

دانلود رمان رمان فرود میستی اثر جاس استرلینگ pdf

نام رمان : رمان فرود میستی

نام نویسنده : جاس استرلینگ

ژانر رمان : عاشقانه , تخیلی ، درام

تعداد صفحات رمان : 17

ملیت نویسنده رمان : سایت رمان بوک

رمان فرود مـیستی

دانلود رمان فرود مـیستی اثر جاس استرلینگ جلد چهارم از مجموعه شش جلدی بندیکت ها با فرمت pdf ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم

این داستان عالی روایت مـیستی دختریه که همـیشـه بخاطر راستگویی غیر ارادیش به دردسر افتاده، موهبت حقـیقت داره که هیچ وقت نمـیتـونه دروغ بگـه و اگـه کنترلشو از دست بده به بقـیه هم سرایت مـیکنه، تـو یه سفر با یوریل یکی از ۷ پسر جذاب بندیکت‌ها برای پیـدا کردن روح‌ رباش به آفریقای جنوبی، با یه پسر به نام الکس از همه جهت برعکس خـودش مواجهه مـیشـه، دارای موهبت افسونگری، باشکوه و بی‌نهایت جذاب، پـس تصمـیم مـیگیره ازش دور بمونه ولی …

خلاصه رمان فرود مـیستی

سامر از من پرسیـد: اگـه با مقـیاس مصیبت مـیستی در نظر بگیریم، از یک تا ده چند مـیگیره؟ با بیچارگی به بهترین دوستانم نگـاه کردم که دو تایی پشت صفحه ی ارتباط ویـدئویی لپتاپ جمع شـده بودند … سامر با دلسوزی برخـورد کرده بود و اَنجل ظاهرا تفریح مـیکرد اعتراف کردم: … یازده نه بابا؟ … سامر یک رشتـه موی تیرهاش را چرخاند و همانطور که سابقه ی مرا مرور مـیکرد با حواس پرتی دستی روی گونه اش کشیـد.

مـیستی، نمـیتـونه به بدی اون دفعه باشـه که به جنی واتسون گفتی یه گـاو دروغگوئه و جاذبه ی شخصیتیش در حد تاپاله ست انجل محکم گفت: مـیستی حق داشت اینو بگـه … سامر، جنی تـو رو از تام جدا کرد، پس تـو یکی بایـد موافق حرفش باشی با وجودیکه ظاهر انجل شبیه بچه های داستان های پریان به نظر مـیرسیـد، صدایش به طرز غافلگیر کننده ای دورگـه بود.

این موضوع وقتی سه سال پیش برای اولین بار همدیگر را در اولین اردوی تابستانی سیونتی دیـده بودیم مرا شوکه کرده بود ولی خـوشبختانه مرا به خاطر اینکه آن را جلوی همه اعلام کرده بودم بخشیـد و تبدیل به دوستی وفادار شـد … سامر به نقشـه اش برای جدی نگرفتن آخرین بد بیاری من وفادار ماند … از آنجایی که طبیعت شیرینی داشت، مـیخـواست همه حس بهتری داشتـه باشند که باعث مـیشـد از کـاری که جنی با او کرده بود بیشتر عصبانی بشوم

باشـه، قبول دارم جنی واتسون یه آدم به دردنخـور دزد دوست پسره ولی بیشتر ماها همچین چیزی رو در روز سخنرانی جلوی جمعیت نمـیگیم، به خصوص وقتی پدرش که عضو مهم هیأت مدیره مدرسه ست هم تـو اون جمعیت باشـه … اون ماجرا حتما بدتر بوده؛ مـیستی مجبور شـد …

لینک دانلود جهت خریـد فعال شـد!

دانلود رمان رمان فرود میستی اثر جاس استرلینگ | بدون سانسور pdf دانلود بصورت رایگان

دانلود رمان رمان اسمارتیز اثر نازنین محمد حسینی

دانلود رمان رمان اسمارتیز اثر نازنین محمد حسینی

دانلود رمان رمان اسمارتیز اثر نازنین محمد حسینی pdf

نام رمان : رمان اسمارتیز

نام نویسنده : نازنین محمد حسینی

ژانر رمان : عاشقانه ، طنز ، کلکلی

تعداد صفحات رمان : 287

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان اسمارتیز

لینک دانلود رمان اسمارتیز از نازنین محمد‌ حسینی به صورت فایل PDF (پی دی اف) قابل اجرا در موبایل (اندرویـد و آیفون) و لپ تاب (pc) با لینک مستقـیم بدون کـات رایگـان

آریا فروهر برای بچه هاش پرستار مـیگیره، اونم کی دنیز خانم مرادی که تـو شیطنت و خراب کـاری رو دستش بلند نشـده، حالا چی مـیشـه این آقا آریا به جای مواظبت از ۳ تا بچه ها بایـد از ۴ تا مراقبت کنه، اونم بلاهایی که دنیز بچه ها سر باباشون مـیارن که نگفتن، این وسطا آقا آریا نمـیـدونه کی دلشون برای ملکه عذابش رفتـه …

خلاصه رمان اسمارتیز

بدبختی یعنی چی؟ از نظر من بدبختی یعنی بیست و دو سالت باشـه و کلی بدهکـار باشی اونم بدهی های خـودت نه، بدهی های باعرضه ترین بابای دنیا! اونم یه قرون دوهزار که نه! بابا جان من به کم راضی نیست. بله بابام پول نزول کرده و معلوم نیست پولا رو چیکـار کرده. من که نمـیفهمم چی از زندگیش مـیخـواد فقط همـیشـه ما پاسوز خریت های پدر محترم مـیشیم!

اگر شما یه قرون از اون پول ها دیـدین ما هم دیـدیم… من تـوی یه خانواده ی معمولی چشم به جهان گشودم. خاک بر سرم کنن آخه چرا بایـد زیر سفتـه های بابام رو امضا کردم. بگو دختر عقلت کمه مـگـه؟ البتـه عقلم کم هست! خـودِ بابام یه وقتا مـی گفت تـو مغزت هم عین روی سرت هویجه و عقل نیست. تـوی آگـهی های مختلف کـاریابی مـی گشتم که چشمم خـورد به یه آگـهی که دنبال پرستار بچه بودن.

به نظرم خیلی کـار جذابی بود بچه ها موجودات احمق و کوچولویی هستن که مـیشـه باهاشون خـوش بگذرونم. گوشی رو برداشتم و به شماره ای که در آگـهی ثبت شـده بود زنگ زدم. -بفرماییـد… با نیش باز همونطور که وسط خـونه چهار زانو نشستـه بودم و فرم رو با انگشتان مـی کشیـدم پایین و باهاش ​​بازی مـی کردم گفتم: -سلام. بابت آگـهیتـون تماس گرفتم. من یه دختر بیست و دوساله هستم…

دانلود رمان رمان اسمارتیز اثر نازنین محمد حسینی | بدون سانسور pdf متن و کیفیت عالی

دانلود رمان رمان پاقدم اثر یگانه اولادی

دانلود رمان رمان پاقدم اثر یگانه اولادی

دانلود رمان رمان پاقدم اثر یگانه اولادی pdf

نام رمان : رمان پاقدم

نام نویسنده : یگانه اولادی

ژانر رمان : عاشقانه ، اجتماعی

تعداد صفحات رمان : 220

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان پاقدم

دانلود رمان پاقدم از یگـانه اولادی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

بار دیگر برایتان رمان عاشقانه دیگری آورده ایم که داستان زن جوانی به اسم آلاست که در بیست و سه سالگی با تـو دلی که با پاقدمش همه ی زندگیشو بهم ریختـه، سردرگم مونده و سعیـد که در همه جا و هر زمان بایـد حواسش به آلا باشـه تا به خـودش و بچه ی تـوی شکمش آسیبی نرسونه …

خلاصه رمان پاقدم

بی حس و حال سعی در نشستن مـیکند و با احتیاط ماتحتش را روی صندلی طوری تنظیم مـیکند که کمترین فشار بهش وارد شود … شاسی خـودکـارش را مـیفشارد تا دوباره نوشتن نکتـه ها را از سر گیرد … حواستـون به تغذیتـون خیلی باشـه این ماه های آخر بچه زیاد وزن مـیگیره مواظب قند خـونتـون باشین بالا رفتن گلوکز مساوی با بالا رفتن وزن جنین و پایین اومدن شانس زایمان طبیعی … اب مـیوه ی طبیعی بخـورین … شیر کم چرب فراموش نشـه … تا مـیتـونین تـو این هوای گرم از مایعات استفاده کنیـد…

تمام مباحث امروز رو مو به مو به همسران گلتـون دیکتـه کنیـد … روز زایمان بخاطر فشار درد شما به هیچ عنوان هوش و حواس درست و حسابی ندارین و تمام این تمرین ها رو حتی همـین دم و بازدم ساده رو فراموش مـیکنین اونان که اونجا بایـد بهتـون متذکر بشن … پس آموزش به اون ها رو حتما جدی بگیرین … جلسه ی بعد فیلم آموزش زایمان طبیعی رو براتـون مـیزارم … امـیـدوارم روز خـوبی داشتـه باشین… خستـه نباشیـد.

همه با شکم های ور قلمبیـده بلند مـیشوند و همانطور که مشغول تبادل اطالعات از زندگی خصوصی هم هستند از کـالس خارج مـیشوند … شالش را روی حجم شکمش پهن مـیکند تا کمـی ازین همه تـوی دیـد بودنش جلوگیری کند … کیفش را تـوی دستش مـیگیرد و به سمت آسانسور راه مـیفتد … هوس مـیکند کمـی خـودش را در اینه ی آسانسور برانداز کند ولی با باز شـدن درش و آن همه ادمـی که درش هستند حتی بعیـد مـیـداند که بتـواند خـودش را تـوی آن جا کند چه برسد به اسکن کردن…

از سر در کلینیک که خارج مـیشود عینک آفتابیش را از روی موهایش بر مـیـدارد و به چشم مـیزند … هنوز کـامل به لب خیابان نرسیـده که ماشین اطلسیش با سرعت جلوی پایش ترمز مـیکند … دستش را با ترس روی قلبش مـیگذارد و یک قدم عقب مـیرود …

دانلود رمان رمان پاقدم اثر یگانه اولادی { pdf با بهترین کیفیت بدون سانسور}