تبلیغات

دانلود رمان رمان نفرین تو اثر طاهره خطایی

دانلود رمان رمان نفرین تو اثر طاهره خطایی

دانلود رمان رمان نفرین تو اثر طاهره خطایی pdf

نام رمان : رمان نفرین تو

نام نویسنده : طاهره خطایی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 2777

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان نفرین تـو

دانلود رمان نفرین تـو اثر طاهره خطایی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم رایگـان

آنه…تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت. وقتی روشنی چشم هایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود. با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات. از تنهایی معصومانه دست هایت، آیا مـی دانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی‌ات حقـیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفتـه بود،؟ آنه اکنون آمده ام تا دست هایت را به پنجه طلایی خـورشیـد دوستی بسپاری. در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آن شکفتن و سبز شـدن در انتظار تـوست، در انتظار تـوست،.ای بابا بُشرا بازم که این متنو داری مـی خـونی! مـی دونی من از این متن بدم مـیاد. داری حرصمو در مـیاری؟ خب چکـار کنم وقتی ترو با این موهای قرمز مـی بینم یاد این متن نوستالژیک مـی افتم …

خلاصه رمان نفرین تـو

با بازوم به سینه اش زدم و گفتم: یاد عمه ات بیفت دختره بی ادب … ووواوو … شیرین جونو حرف بد … صدای آهنگ خیلی زیاد بود و وسط پیستم هر کی به هر کی بود … منو بُشرا تقریبا داشتیم با هم در جا مـی زدیم که زیر گوشم متن آنشرلی رو مـی خـوند … دوباره پامو له کرد. که عصبی سرش داد زدم: ای بابا بُشرا این دفعه ی چندمه که داری پامو له مـی کنی عزیز من؛ با آرامش … چقدر غر مـی زنی شیرین … اونجا رو نگـا کن؟ رد نگـاهشو گرفتم

دو سه تا مرد جوون دور هم وایستاده بودن و داشتن با هم اختلاط مـی کردن … سر تکون دادم و پرسیـدم: خـوب که چی؟ نگـا کردم؟ من از صب دنبال یه جیگر جذاب مـی گشتم تـو این فامـیل که بالاخره پیـداش کردم … ولی از بد شانسی طرف صاحب داره به منو تـو نمـی رسه … آخه ما چقدر بدشانسیم. فکر کنم بدشناسی تـو گریبان منم گرفتـه و گرنه من خیلی خـوش شانسم … بله به قدری خـوش شانسی که بایـد بُشری خـوش شانس اسمتـو بذارم … با صدای بلند شروع کرد به خندیـدن طوری که اون سه تا مرده سرشون رو بالا آوردن و به ما دو تا تحفه نگـاه کردن

من از خجالت سرمو پایین انداختم … یواشی رو پام چرخیـدم … نگـاهمو به عروس و دوماد دادم … عروس خیلی کوچلو بامزه بود … شونزده سالش بود نه که دامادم پویا خان بیست یک سالش. هنوز سیبل در نیاورده بود خیلی بی بی فیس بود …

دانلود رمان رمان نفرین تو اثر طاهره خطایی | بدون سانسور pdf دانلود بصورت رایگان

دیدگاه خود را بگذارید