تبلیغات

دانلود رمان رمان آکو اثر غزل پولادی

دانلود رمان رمان آکو اثر غزل پولادی

دانلود رمان رمان آکو اثر غزل پولادی pdf

نام رمان : رمان آکو

نام نویسنده : غزل پولادی

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات رمان : 2842

ملیت نویسنده رمان : ایرانی

رمان آکو

دانلود رمان آکو اثر غزل پولادی به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندرویـد و آیفون با ویرایش جدیـد و لینک مستقـیم

هم اینک در بیست رمان و لذت خـواندن رمان جدیـد آکو / آکو خان، مرد کورد باغیرت و باجذبه و خشنی است که با خیانت همسرش و فرزندی که به یادگـار گذاشتـه، دلزده از هرچی عشق و زن مـی شود و با آمدن دوباره طلا عشق جوری دیگر وارد مـی شود …

خلاصه رمان آکو

پلک های بستـه اش زندانی کرده بود … برای یک نخ سیگـار به تب و تاب افتاده بود. دستش را دراز کرد و از روی پاتختی سیگـار و فندکش را برداشت … سیگـاری آتش زد و در حالی که دودش را بیرون مـی فرستاد با صدایی که به خاطر خـواب گرفتـه شـده بود، گفت: مطمئن باش به خاطر گزینه ی شوخ طبعیت پول اضافه نمـی گیری … آدم مـیتـونه صبحش رو به غیر از سیگـار با چیزهای بهتری شروع کنه … مرد پوزخندی زد … سیگـارش را بین دو انگشتش گرفت و در حالی که دودش را از بین لب های برجستـه ای که برای یک مرد بدجور در معرض دیـد بودند بیرون مـیـداد، به تاج چوبی و بلند تخت تکیه داد و زیر لب زمزمه کرد:

فکر مـی کنی چرا آکو پول رو همون اول شب مـیـده؟ زن شانه ای بالا انداخت … با لبخند مضطربی گفت: مـیگن از مشتری های خـوش حسابی! سیگـارش را بین لبهایش گذاشت و پکی از آن گرفت … آکو اجازه نمـیـده هیچ شبی از زندگیش نیمه تموم بمونه … زن خـودش را نباخت … چند قدمـی با ناز برداشت … چیزهای زیادی ازت شنیـدم … آکو نگـاه مسخره ای به زن انداخت

بدش نیامده بود، تلاش زن سرگرمش کرده بود. یک تای ابرویش رو بالا انداخت و پرسیـد: مثلا؟ زن لبخندی زد … شنیـدم زن داشتی! پوزخندی روی لبهای آکو نشست … اگـه مـیگن لابد داشتم! زن نگـاهش را با صدای تلفن همراه از آکو گرفت … این وقت صبح؟! پوفی کشیـد و در حالی تقریبا قانع شـده بود، اینجا و چیز بیشتری از دیشب گیر نمـی آورد و بهتر بود تا تنور داغ بود، جای دیگری بچسباند …

دانلود رمان رمان آکو اثر غزل پولادی | pdf بدون سانسور برای اندروید و ایفون

دیدگاه خود را بگذارید